توضیحات بازی Death Stranding 2
Death Stranding 2، پروژهای است که از هر لحاظ بحثبرانگیز و جنجالی بهنظر میرسد. تایید و توسعه این پروژه توسط کمپانی بزرگی مثل سونی بدون پشتوانه و نام امثال هیدئو کوجیما هرگز ممکن نخواهد بود. کوجیما با دریافت بودجهای کلان از سونی، یکی از شخصیترین پروژههای ممکن را ساخت که در نگاه اول، ساختارشکن و تازه بهنظر میرسید. حالا او با نسخه دوم، سعی دارد مسیر متفاوتی را پیش بگیرد و محتاطتر قدم بردارد، اما همچنان امضای او در تکتک بخشهای بازی مشاهده میشود.

داستان بازی Death Stranding 2
داستان Death Stranding 2: On the Beach یازده ماه پس از اتفاقات نسخهی اول رخ میدهد؛ جایی که Sam به همراه دختر یا بهتر است بگویم دخترخواندهاش، Lou، جدا از هیاهو و اتفاقات مربوط به UCA زندگی آرام خود را پیش میبرند و هیچگونه ارتباطی با دوستانش و سازمان UCA ندارد. در همین شرایط، Fragile مخفیگاه او را پیدا کرده و مأموریت جدیدی را به او پیشنهاد میدهد. او Sam را مطلع میسازد که ساختار UCA به کلی دگرگون شده و تقریبا تمام دوستان مشترکشان راه خود را پیش گرفتهاند. دیگر از Porterهای انسانی برای انتقال کالا و بسته استفاده نمیشود و به لطف APAC، رباتهای هوشمند این وظیفه را برعهده گرفتهاند. خود Fragile نیز شرکتی به اسم Drawbridge را تاسیس کرده و مأموریتهای مختلفی را میپذیرد. پیشنهاد Fragile این است که Sam این بار به مکزیک رفته و آن را به Chiral Network متصل سازد. Sam میپذیرد و رهسپار سفر میشود و Fragile نیز وظیفه مراقبت از Lou را برعهده میگیرد.
بعد از این حادثه، Fragile از طریق UCA مأموریت اتصال استرالیا به Chiral Network را دریافت میکند. میپرسید چگونه؟ بعد از اتصال Chiral Network در آمریکا، دروازههای عظیمی به اسم Plate Gate ایجاد شدهاند که یکی از آنها آمریکا را به استرالیا میرساند و سم میبایست از این دروازه استفاده کند. Sam که هیچ ماموریت دیگری ندارد و از طرفی بدش نمیآید بار دیگر تجربیات گذشته را تکرار کند، میپذیرد و به گروه Drawbridge ملحق میشود. این بار شاهد یک کشتی و زیردریایی به اسم ماژلان هستیم که به نوعی بیس و پایگاه Sam و تیمش محسوب میشود و وظیفه Fast Travel و جابهجایی را نیز برعهده دارد.

گیم پلی بازی Death Stranding 2
اگر بازیهای کوجیما را تجربه کرده باشید، کاملا با استایل اغراق آمیز او در روایت آشنا هستید. کوجیما عاشق خلق شخصیتهای عجیب و غریب و مرموز است که به جای دیالوگهای عادی، از کلمات و جملات متفاوت استفاده میکنند و حتی نوع رفتار آنها با این رمز و راز و عجیب بودن عجین شده است. Death Stranding 2: On the Beach نیز کاملا از این قضیه پیروی میکند و به فرمول کوجیمایی خود وفادار است. نتیجه این میشود که شخصیتها غیرقابل پیشبینی و جالب هستند و کمتر نظیر آنها را در آثار دیگر دیدهایم. تعلیق داستان بازی بسیار بالاست و به لطف ساختار رمزآلود دنیا، اتفاقات و شخصیتها، این تعلیق از ابتدا تا انتهای بازی تا حد مناسبی وجود دارد. اما این استایل نسبتا اغراق آمیز و غیرمعمول شخصیتها، روایت و دنیاسازی، در کنار نقاط قوتی که دارد، مشکلاتی را نیز خلق کرده است.
اول اینکه علاقه کوجیما به خلق شخصیتها، سکانسها و لحظات سینمایی به قولی خفن و حیرتآور، باعث شده او برخی حفرهها و مشکلات داستانی را به جان بخرد و در طول تجربهی Death Stranding 2: On the Beach، به کرات این مورد را مشاهده خواهید کرد. حتی در همان اوایل بازی، این مسئله که Sam به راحتی ماموریت مکزیک را میپذیرد و هیچگونه سوال یا نگرانیای بابت Lou و آینده ندارد، با توجه به شخصیت Sam بسیار احمقانه است. این مشکلات و حفرههای بعضا عجیب و بسیار سطحی، در سرتاسر داستان بازی به چشم میخورند که برخی فاقد اهمیت هستند و برخی دیگر پررنگتر به شمار میآیند.
این مسئله در مورد شخصیتها نیز صادق است. هر چقدر رفتار و گفتار و پرداخت عجیب آنها به رمزآلود بودنشان کمک کرده است، به همان نسبت شاهد سکانسهای اضافی، دیالوگهای غیرضروری و موارد اینچنینی هستیم. گاهی اوقات ممکن است چندین کاتسین پشت سر هم در بازی حالت Filler یا اضافی داشته باشند و کوچکترین چیزی به دنیا، شخصیتها و اتفاقات اضافه نکنند که صرفا بازی را طولانی میکنند بدون آن که هدف و مقصودی داشته باشند. اما اگر این موارد منفی که به آن اشاره کردم را در نظر نگیریم، داستان بازی روی هم رفته عملکرد خوبی دارد. شخصیتهای معرفی شدهی جدید جالب و جذاب هستند و اکثر تعاملات شکل گرفته بین آنها نیز قابل توجه است. شخصیتهای نامآشنا نسخهی قبلی نیز به خوبی در دل روایت بازی جای گرفتهاند، هرچند نسبتا نقش کمرنگتری را ایفا میکنند.
خوشبختانه روایت در Death Stranding 2: On The Beach کمی سریعتر از نسخهی قبل است و با وجود این که همچنان شاهد روایت نسبتا آرامی هستیم، اما فاصلهی بین وقایع و اتفاقات مهم به مراتب کاهش یافته و کوجیما در ارائه اطلاعات به مخاطب، خساست کمتری به خرج داده است. از طرف دیگر، بازی یک بخش Corpus عظیم و دقیق دارد و تمام اطلاعات لازم در مورد وقایع، مفاهیم، شخصیتها و حوادث را برای مخاطبان توضیح میدهد که این مسئله خصوصا برای افرادی که نسخهی اول را تجربه نکردهاند، فوقالعاده ارزشمند است.
یکی دیگر از نقاط قوت اثر، استفاده از بازیگران خبره و نامدار است. از ال فنینگ گرفته تا خود نورمن ریدس، این بازیگران چیزی بیشتر از شهرت را به بازی اضافه کردهاند. توانایی بالای بازیگری آنها، یک پله سطح کاتسینها و لحظات دراماتیک را بالا برده است. این مسئله به طور بدیهی در قسمت صداگذاری نیز تأثیرگذار بوده و کیفیت کلی آن نیز فوقالعاده است.
روی هم رفته باید بگویم داستان، روایت و شخصیتپردازی بازی، ترکیبی است از نقاط مثبت بزرگ و تعدادی نقاط ضعف که در نهایت، برآیندشان مطولب است. هر چند مشکلاتی که به آنها اشاره کردم، مانع از این هستند که بازی به نهایت و صد درصد پتانسیل روایی و داستانی خود برسد.
گیمپلی بازی همان ساختار و پایهی نسخهی قبل را در دل خود جای داده، اما بسیار عمیقتر و گستردهتر است. هدف اصلی اکثر مراحل بازی هنوز انتقال بستهها و مرسوله به مقاصد مختلف و لینک کردن آنها به Chiral Network است، اما چگونگی رسیدن به هدف و مقصد و چگونگی مقابله با خطرات و موانع مختلف، از BTها گرفته تا شرایط جوی و مناطق صعبالعبور، به گیمپلی عمق داده.
اول از همه، مراحل و ماموریتها تا حدی دچار تغییر شدهاند که تقریبا تمام این تغییرات مثبت ارزیابی میشوند. با وجود این که هنوز شاهد مراحل و سفارشهای Filler یا وقتپُرکن هستیم، اما تعداد آنها نسبت به نسخهی اول به مراتب کمتر شده است و بازی ارزش بیشتری برای وقت مخاطبان قائل میشود. از سوی دیگر، این بار شاهد ماموریتهای متنوعی هستیم که در نسخهی قبلی یا وجود نداشتند یا به ندرت به چشم میخوردند. برای مثال، شاهد اهداف و ماموریتهای مبارزاتی و جنگی بیشتری هستیم و مراحل اصلی بیشتری ما را مأمور به پاکسازی پایگاه دشمنان و یا نجات دادن گروگان میکنند که این مسئله المان اکشن و مبارزه را بیشتر دارای ارزش و اهمیت کرده است. در واقع Death Stranding 2: On The Beach، طیف به مراتب وسیعتری از اهداف و مراحل را پیش روی مخاطب قرار میدهد.

صحبت از اکشن شد، به این مسئله هم اشاره کنم که بخش اکشن و مبارزات بازی، چند پله ارتقاء یافتهاند. اول اینکه شاهد سلاحهای جدید و جذاب مثل Sniper Rifle هستیم که عمق بسیار خوبی به مبارزات میدهد که مخفیکاری بازی را به شدت ارتقاء داده و جذابتر کردهاند. در کنار این سلاحها، شاهد نارنجکها و ابزار جدید و مختلفی هستیم که هر کدام به نوبهی خود، مناسب یک سبک بازی و پیشروی هستند. از نارنجک دودزا گرفته تا نارنجکهای Decoy و هولوگرامی که برای فریب و مخفی کاری استفاده میشوند. از سوی دیگر، شاهد دشمنان به مراتب بیشتر و همچنین جدیدتری نیز هستیم. در کنار دشمنان معمولی، بازی یک نوع دشمن کاملا جدید، یعنی رباتها یا همان Mech، را معرفی میکند که آنها نیز انواع و دستههای مختلفی دارند؛ از سگهای رباتی گرفته تا رباتهای شکارچی. همین مسئله باعث شده انتخاب و چینش تجهیزات و سلاحها اهمیت فراوانی پیدا کند، چرا که شما میبایست سلاحها و آیتمهای خود را ضد انسان، ضد BT و ضد Mech قرار دهید و برای هر سناریو و اتفاقی آماده باشید.
شوتینگ و گانپلی بازی همان استایل، انیمیشنها و فیزیک نسخهی اول را دارد و فقط کمی انیمیشنها نرمتر شدهاند. هوش مصنوعی دشمنان اکثر اوقات عملکرد خوبی دارد اما با این وجود، گاهی اوقات در شناسایی Sam از طریق صدا احمقانه رفتار کرده و بعضا ممکن است سینوسی عمل کنند که این موضوع چندان در روند بازی تاثیرگذار نیست.

نقد و بررسیها کاربران